چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۵
خیابان جمهوری: روایت یک زن تنها در برابر موج بی‌پایان مشکلات

حوزه/ «خیابان جمهوری» فیلمی اجتماعی، روراست و صادق است که داستان زنی را در پی یافتن همسر گمشده‌اش، در میان انبوهی از مشکلات معیشتی تهران روایت می‌کند. فیلم با یک غافلگیری کوچک و تلخ به پایان می‌رسد که نشان می‌دهد مشکلات حل نخواهد شد.

خبرگزاری حوزه، اسماعیل گم شده و هیچ کس به جز تازه عروسش دنبال پیداکردنش نیست! آیلار همسر جوان اسماعیل همه توانش را گذاشته تا سر و سامانی به زندگی تازه‌اش بدهد، اما ماجرای فیلم گمگشتگی اسماعیل نیست. خیابان جمهوری فیلم شاهکار یا پدیده‌گونه‌ای نیست اما روراست و صادق با مخاطب روبرو می‌شود و بی تکلف داستانش را می‌گوید و در پایان هم یک غافلگلیری کوچک اما تا حدودی تلخ برای تماشاگران دارد که بدانیم این مشکلات قرار نیست حل بشود.
زنی تنها و شریف در دل خیابان‌های تهران در پی اطلاع از وضعیت همسرش دست به هر کاری می‌زند تا به این زندگی نبازد، و مخاطب همراه با آیلار با انبوهی از گرفتاری‌ها روبروست؛ گرفتاری‌های از قبیل فقر، اجاره نشینی، اعتیاد، موادفروشی، اوباش‌گری، دستفروشی، بیکاری، بارداری، سقط غیرمجاز، خیانت و... و توان زن آن قدرها نیست که بتواند از پس همه این نابسامانی‌ها بر بیاید.

آخرین ساخته منوچهر هادی همان همیشگی نیست، اصلاً برای داشتن زمینه ذهنی از این فیلم سعی نکنید فیلم‌هایی مثل آینه بغل، رحمان ١۴۰۰ و نیسان آبی را به خاطر بیاورید، فیلمی اجتماعی اما تلخ که سازندگان سعی کرده‌اند فاصله‌شان را با سیاه‌نمایی حفظ کنند، ولی نمود بیرونی فیلم از این اتهام تبرئه‌شان نمی‌کند. اصلاً چه اهمیتی دارد؟

بازیگران فیلم هوشمندانه انتخاب شده و به خوبی فیلم را جلو می‌برند. بازی فاطیما بهارمست، روح‌الله زمانی و الناز ملک بی خطا و عالی است و یک هادی حجازی‌فر تکراری هم در فیلم هست که چاره‌ای جز این بازی تکراری نداشت و کاراکتر به نوعی بود که هر کس دیگری این نقش را می‌گرفت همین‌طور بازی‌اش می‌کرد. گره‌های فیلم با گذشت زمان اندکی پس از نمایان شدن باز شده و خیلی مخاطب را معطل نمی‌گذارند، تم اصلی فیلم در همه نماها جاری‌ست و تاپایان فیلم حفظ می‌شود. فیلم می‌خواهد در بستر مشکلات اجتماعی و معیشتی آیلار به بهانه پیدا کردن اسماعیل از میان تمام لایه‌های زندگی شهری کمی با او همراهی کند.

و این داستان را تا مرحله‌ای که همه به این باور برسند که مشکل اصلی خود اسماعیل است ادامه می‌دهد. ولی فیلمساز در سکانس پایانی نشان می‌دهد که «اسماعیل» خودش هم قربانی همین شرایط معیشتی است و از همین رو دستپاچه ایراد اصلی را به گردن خیابان جمهوری می‌اندازد و فیلم را مبهم به پایان می‌برد.

سیدمهدی باباپور

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha